تبليغاتX
گاه نوشت


گاه نوشت

.. از اين وجود سياه، بر اين ورق سپيد





















 

- بابا جان با مترو برو امن‌تره ها !

ــــــ

صداي تير هوايي گوش من و همه هم قطاري‌هايم را كر مي‌كند !

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 13:8 توسط متين| |

 

وقتي درونت سوناميه ،

و سعي مي‌كني خودت رو خونسرد و بي‌تفاوت نشون بدي .

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 0:24 توسط متين| |

 

تو اگر بي من و دلتنگ مني ،

سه شنبه پاشو بيا ديگه !

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 0:21 توسط متين| |

 

خدايا بر مغز پدر بنده ، خريد يك نت بوك عنايت فرما !

نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 14:49 توسط متين| |

 

ساله ديگه .. اين موقع ؛

تو آغوش خانومت كادوتو مي‌گيري . نه با پست !

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 17:57 توسط متين| |

 

- من گداي در درگاه توام ..

- در و درگاه مرا عشق تو خاكستر كرد !

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 11:54 توسط متين| |

 

زن مثه گُل مي‌مونه .

بايد به موقع بهش آب داد !

نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 13:40 توسط متين| |

 

همه وجودم از خاطرات محوت پره .. جا واسه اصطلاحات آناتومي نذاشته ديگه !

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 14:20 توسط متين| |

 

دلم مثه سگ مي‌گيرتش !

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 17:48 توسط متين| |

 

لا.س زدن با تو تا ۴ صبح یه مزه ی خاصی داره ..

نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:22 توسط متين| |


Design By : Night Skin